1.
دچار یک درگیری ذهنی شدید در مورد تغییر شغلم شدم. دلایلش مفصله. ولی واکنش های ناخودآگاه درونیمه که خیلی بیشتر توجهمو جلب کرده. نمونه اش همین امروز سر کلاس راهنمایی هام، بینشون که قدم می زدم و نگاهشون می کردم، حس می کردم که عاشق تک تکشونم و نمی تونم بدون دیدنشون و انرژی گرفتن ازشون زندگی کنم. این علاقه مو هم به روش های مسخره ای بروز می دادم مث کشیدن موهای یکی، فشار دادن پشت گردن اون یکی، و حتا گفتن جملات مستقیم. مثلا: نساء، موهاتو زدی؟ چقدر خوشگل شدی امروز!!!
2.
دارم عصبانی شدن، واکنش های تند، داد زدن، مخالفت کردن، دعوا کردن، نه گفتن، و از این جور چیزا رو کم کم یاد می گیرم بعد از این همه سال! زیاد هم بد نیست، امکانات جدیدی رو در برخوردم با آدما برام فراهم می کنه! ابزار کارآمدیه یه جاهایی. یه نکته ی جالب هم در مورد واکنش شاگردهام اینه که، توی این جور مواقع بیشتر به آدم اعتماد می کنن و حتا یه جورایی بیشتر از قبل دوستم دارن! موجود عجیبیه این آدمیزاد!

7 comments:
1-
هی بچه جان اشتباه نکن. در مورد قسمت دوم حرفات میگم. محبوبه با اینی که بوده تا به حال کارش راه افتاده و همه هم دوستش داشتن...
2-
هی دختر عجب قلم معرکه ای داره این شوهرت...تبریک... تشویقش کن به نوشتن...
3-
لطفاً آدرس لینک منو تصحیح کن. ممنونم
linke shahriar dorost bgood ke....
badesham motmaenam maziar va shahriar ba shakhsiat tar az ooni hastan ke poshte sare man safhe bezaran... bezaranam jaye doori nemire
سلام.من مطالب وبلاگ شما را خواندم.اگر به خواندن نظرات و ديدگاههای متفاوتی درباره تاريخ - جغرافيا - محيط زيست - حیات وحش و جهانگردی علاقه داريد وبلاگ من را بخوانيد.ممنون.
mahboobe jan salm. javabe commentet ro too webloge shahriar dadam.
shado salamat bashi khanome khoob
در مورد 2 حتمن حرصت گرفته مورچه گازت گرفته
شاید هم تا حالا فقط ملاحظه می کردی حالا خسته شدی ...
akhe chera? hame mikhan in vakonesha ro kenar bezaran to mikhay shoroo koni ?!
be ghole khodet mojoode ajibie in adamizad !!
va inke nemitooni tasavor koni cheghadr delam barat tang shode
Post a Comment