07 December 2007

کمک

قبل از شروع امتحان گفتم: اگه ببینم از روی هم تقلب می کنین، ورقه ی هر جفتتونو می گیرم!
بچه ها به هم پشت کردند. پرنیان رو دیدم که برای این که دوستش از روی دستش نگاه نکنه، ورقه شو مچاله کرده بود و با عذاب می نوشت... دلم گرفت.. از حرفم پشیمون شدم. پرنیان 12-13 سال بیشتر نداره، ولی رفتارش یه زنگ خطر برام بود. رفتار پرنیان ریشه در انحطاط اخلاقی روز به روز ما داشت... یاد خودم افتادم که حاضر بودم به هر قیمتی حتا به خطر انداختن خودم به دوستم کمک کنم. این آخرین بار بود که با همچین جمله ای امتحان رو شروع می کردم.

0 comments: