04 February 2009

برف برف...

واقعا از قدرت خودم احساس غرور می کنم! چون موفق شدم اقلیم این منطقه رو تغییر بدم: روزهای آفتابی و کم ابر، باران گاه گاه، و بالاخره این هم برف، بعد از هجده سال!






4 comments:

nahid said...

سلام محبوبه جان،چقدر خوشحالم که دوباره تو نت دیدمت،و اینکه هنوز هم می نویسی،خیلی وقت بود بی خبر بودم ازت،چه می کنی با زندگی،راستی یه سوال،مگه کجا رفتی که برف بعد از 18 سال؟! یا من درست نفهمیدم :دی

nahid said...

سلام محبوبه جان،چقدر خوشحالم که دوباره تو نت دیدمت،و اینکه هنوز هم می نویسی،خیلی وقت بود بی خبر بودم ازت،چه می کنی با زندگی،راستی یه سوال،مگه کجا رفتی که برف بعد از 18 سال؟! یا من درست نفهمیدم :دی

sara_ba said...

خبر برفتون رو که از رادیو شنیدم دقیقا یادت افتادم که به برف اینجا حسودی کرده بودی!
ایول! :)

ساناز said...

دوتا عکس اولی برای من فیلتره!! ما هم برف داریم تازه!