25 August 2010

یک روز هیجان انگیز

فکر کن این همه سال در انجمن یوزپلنگ ایرانی فعالیت کنی، به بچه ها ی مردم یاد بدهی که یوز چنین است و چنان است، هر روز علاقه ی قلبی ات به این جانور بیشتر شود و حاضر باشی هر کاری برای نجاتش بکنی، از شنیدن خبر کشته شدنشان از ته دل غصه دار شوی،عکس هایش را به این و آن هدیه دهی و درباره اش با همه ی اطرافیانت حرف بزنی، ولی هنوز حتا یک یوز هم از نزدیک ندیده باشی.
همین بود که با شنیدن خبر به دنیا آمدن پنج توله یوز در باغ وحش Whipsnade لحظه ای درنگ نکردم و برای دیدنشان رفتم.
و خب خودتان حدس بزنید که با این همه اوصاف، از دیدنشان چقدر هیجان زده شدم، و حس می کردم که مثل بچه های خودم دوستشان دارم
عجیب حس مالکیتی نسبت به آنها داشتم!








3 comments:

safzav said...

من حسووووووووودیمه

مهرداد said...

قدم نو رسیده ها مبارک :)

msfarhadinia said...

خيلي عالي جاي ما رو هم خالي كن محبوبه ويپسنيد يكي از باغ وحشهاي رويايي منه كه نتوانستم هنوز ببينمش