25 October 2010

تخمین!

ده سال پیش که بیست و یکی دو ساله بودم، توی مدرسه که کار می کردم، خیلی پیش می آمد که پدر و مادر ها من را با دانش آموزان عوضی بگیرند چون ریز نقش بودم و چهره ای مظلومانه(!) داشتم. این روزها اما اگر کسی قرار باشد سن و سالم را حدس بزند، با کمی مکث و تردید و برای خوش خوشان من هم که شده تا می تواند سنم را پایین می آورد و مثلا می گوید، بیست و شش، هفت را دارم که البته اگر عامل رودربایستی را از حدسش برداری که به واقعیت حدسش پی ببری، می شود همان سی و یکی دو ساله که هستم.
اما آنتونی همکار شاید هفتاد و پنج ساله ام در باغ وحش هفته ی گذشته با تخمینش غافلگیرم کرد. صحبت از واحد های اندازه گیری انگلیسی و جایگزین شدن آنها با واحد های استاندارد بود و داشت مخالفتش را بابت این موضوع نشان می داد. یکی از مثال هایش هم درباره ی جایگزین کردن لیتر به جای پاینت بود که می گفت هر کار هم بکنند نمی توانند برای یک پاینت آبجو جایگزین بگذارند چون این واحد یک سنت قدیمی است و اگر به پاب بروم (منظور همان بار است) می بینم که آبجو را در لیوان هایی سرو می کنند که واحدشان پاینت است یعنی مردم یک یا دو پاینت آبجو می خورند. و بعد فورا و کاملا جدی اضافه کرد: البته تو را که فعلا در پاب راه نمی دهند، وقتی سن ات رسید و رفتی، می بینی چه می گویم!!!



1 comments:

UnSpoken Dream said...

اصولا این پیر مردها و پیر زن های انگلیسی یک دنیایی دارند برای خودشان!