ترسو شده ام. نمی دانم از ویژگیهای بالا رفتن سنّ است یا غربت نشینی یا دوستان ناباب یا نمی دانم چه. حسین چند هفتهٔ پیش در توصیف من به یکی گفت: محبوبه آدمِ تصمیم های غیر منتظره است، یک لحظه تصمیم میگیرد و لحظهٔ بعد اجرا میکند. خنده ام گرفت و یاد خیلی از تصمیمهای همین طوری زندگیم افتادم. نمی دانم به لحاظ منطقی کار درستی ست یا نه، ولی هر چه فکر میکنم هیچ موردی را یادم نمیآید که دچار پشیمانی باشم!
اما حالا به جای تصمیم گرفتن مدام با دیگران مشورت میکنم و شک و دودلی جای آن تصمیمهای برق آسا را گرفته. جالب اینجاست که جواب قانع کننده یی هم هنوز پیدا نکردم. باید گوش خودم را بکشم و بگویم: خره چرا میپرسی، بگذار در لحظهٔ مورد نظر، تصمیمت را بگیر و دلت را بزن به دریا. مثل سابق!

2 comments:
wow.. to hanoozam dari inja minevisi? man tasadofi ye sar be blog e ghadimie khodam zadam, goftam beza bebinam in bache ha hanooz daran minevisan.. baba damet garm..
راهی برای مقابله باهاش پیدا کردی؟ منم دقیقا دچار همین حسهام!
Post a Comment