10 December 2011

Celebration of Life


كلايو هفته ی پيش برای هميشه رفت. از آن پيرمردهای دنيا ديده بود كه سالها در جاهای عجيب و غريب دنيا كار و زندگي كرده. دامپزشك بود. مراسم سوگواری اش در كليسا با همه ی آنچه تا به حال به عنوان مجلس ترحيم می شناختم متفاوت بود. به قول خودشان بزرگداشت زندگی او بود. و چه درست. موسيقی بود و آواز. نوه های كوچكش جلوی كليسا با ريتم شاد يكی دو تا از قطعه ها می رقصيدند. شعر ها بيشتر در ستايش زيبايی طبيعت و زندگی بود و تشكر از خدا كه به ما توان ديدن و لذت بردن از زيبايی ها را داده. چند نفر از افراد خانواده و همكارانش هم هر كدام چند دقيقه درباره ی كلايو، شخصيتش، و كارهايش در طول زندگی حرف زدند. نه رقت بار بلكه ستايش آميز.
بعد هم نوه هايش جلوی در كليسا دو كبوتر سفيد را برای شادی روحش آزاد كردند. هر چه بود شادی بود و جشن هشتاد و چند سال زندگی پر بار.


0 comments: